| «دموکراسی حاصل تجربه ای آگاهانه نتایج اعمالی است که در صحنه ی سیاسی از خود بروز می دهیم.» این بخشی از نظر رفیقم در دو نوشته قبلیام است. این جمله را در سالهای اخیر بسیار شنیدهام؛ خواندهام. نظری بیراه هم نیست. اما این تجربه آگاهانه تنها رای دادن در انتخابات است؟ اگرچه این هم هست اما همه آن نیست. همواره در زمان انتخابات هیاهو و جوی به راه میافتد. درست است باید نیز به راه بیفتد. نه در اینجا بلکه هر مُلکی این را از سر میگذراند. اما در این خاک، انتخابات و رای دادن تبدیل به یک مساله بزرگ میشود. آنقدر بزرگ که فکر کردن و اندیشیدن تو برای عدهای مسخره جلوه میکند. که اگر تو به عدم مشارکت رای دهی گویی گناه کبیره کردهای. در این چند روز در فضای مجازی میبینم که برخی دوستانام از انتخابات به گونهای سخن میگویند که گویی اگر نتیجه دلخواه بهدست نیاید و کاندیدای محبوب بر صدر قدرت نشیند، روز رستاخیز میشود و فردای انتخابات باید برهنه دنبال هم بدویم!؟ این جملهها بسیار در این ایام پیش چشمانم است. رای بدهیم تا برایمان تصمیم نگیرند، رای میدهم چون احساس خطر میکنم و...چه کسی میتواند مطمئن باشد که اگر رای بدهد برایش تصمیم نمیگیرند. رفتار حکومت [Government] در این سی سال و اندی پاسخ مناسبی است برای این پرسش. یا اگر رای ندهی به این معنی است که احساس خطر نمیکنی؟ آری انتخابات بسیار اهمیت دارد اما این که بگوییم دموکراسی تنها در همین رای دادن است و بس؛ که رای ندهی درمانده خواهد شد این وطن؛ به لبه پرتگاه که هیچ درون آن سقوط میکنیم اگر به فلانی رای ندهی و فلان و بهمان، نه؛ من باور ندارم. پرسش من این است، پس جلوه های دیگر دموکراسی و سایر جنبه های آن کجاست؟ چه زمانی باید سراغ آنها را بگیریم. تنها رای دهیم؟ چهار سال دیگر نیز رای دهیم؟ یکی از همین تجربه های آگاهانه برای من سکوت است. دیدن، مشاهده کردن، خواندن و خواندن است. هنوز تصمیم به رای دادن و یا ندادن نگرفتهام اما برای من انتخابات و رای دادن مساله بزرگی نیست. |