روزیکه شاه رفت جمهوری یک طرفه شد روزیکه تنها راه آزادی از انقلاب بود روزیکه مهتاب بود، سراب بود، سراب ناب بود آن نوشابه که هشتساله کنار حضرت معصومه خوردماش، مادر خریده بود، سبز بود، سِوِناب بود آوخ، چه کرد با ما این جان روزگار آوخ، چه داد به ما هدیه آموزگار طراحی کِت کُتلریس، قدسی قاضی نور روح جان ِکارگری پله عبور خشم ِشدید ِبرف رو به فقیر انگشت یخزده پسر ِروزنامهفروش یخ شکسته با اشاره انگشت آب ِروان، سیل ِدمان عقده به تیراژ پنج هزار تا از آسمان میکروفن میبارید جبراً گوساله هم یکی را بلعید سهواً روزیکه گوشت مفتترین جنس بود قصه کلیشه پولدار ناجنس بود دختر بهنام «نِل»، در های و هوی شهر، در جست وجوی عدل ِابد، پارادایس بود بر پشت موی ریخته بر چشم برادرش آن موهای منفصل از گردن ِپدربزرگ در لای چرخ کالسکه در لای عاچ چرخ کالسکه در لای عین عاچ چرخ کالسکه در لای چرخش عین عاچ چرخ کالسکه در لای چرخ چرخش این همه بازی روزگار بسی رنج بردیم در این سال ِسی که رنج برده باشیم فقط فارسی | روزیکه مُرد خواهد جان بچهگی روزیکه حسرت واژه بست بر تو پایه نئشگی روزیکه آتش به چه کار آید، تریاک را به بازدمات پس روزیکه منقل به چه کار آید، وافور را به سینه ات بنشان روزیکه مُرد خواهد جان بچهگی روزیکه حسرت واژه بست بر تو پایه نئشگی روزیکه آتش به چه کار آید، تریاک را به بازدمات پس روزیکه منقل به چه کار آید، وافور را به سینه ات بنشان روزیکه رهبر نوجوان تانک خورده بود روزیکه آستین کوتاه لگد میان گرده بود روزیکه ریش روزیکه زیر بغل پاره روزیکه یخه از فرط ایمان چرک بود روزیکه داگلاس هنوز مایکل نبود، کِرک بود روزیکه شهوت هنوز در حومه شهر بود روزیکه در استعاره فلک، قطره بحر بود روزیکه دنیا تمام میشد هر هفته، جمعهها غروب روزیکه سرد بود حرام شطرنج و تختهنرد بود تنها حلال این رنگ و روی زرد تنها حلال باری افیون و گرد بود روزیکه وُله تنها عکس گمگشتگان بود ایران نبود مهد تشنگان بود روزیکه پایتخت دشت آزادگان بود دشت نبود، خیابان، پادگان بود روزیکه چمران بر پارک وی آرام خُسبید روزیکه فوزیه در کربلا شد شهید | روزیکه خرید مادر کیف مدرسه، قرمز، چمدانی، کلاس اول، با کلید روزیکه سخت حل میشد اصل هندسه، دبیر همدانی، صد کاروان شهید روزیکه مُرد خواهد جان بچهگی روزیکه حسرت واژه بست بر تو پای نئشگی روزیکه رفت بر باد روزی که ماند در یاد شهر کلان که روزی علی آباد باد روزیکه رفت از یاد روزیکه داد بر باد تا باد چنین باد داد و بیداد روزیکه خطکش تصویری، شکست میانه تنبیه روزیکه زنگ خانهها صور اسرافیل بود گویی روز درک تضاد، تبعیض، تفاخر، ترجیح روز لکه آب شور چشمات بر غلط دیکته روز حسرت یک بارفیکس در ذهن لاغر بازو روز حسرت یک یار فیکس بودن در تیم مدرسه روز اشاعه سخنان نوآموخته روز تعریف پرهیجان فیلم «هی جو» روزیکه رید بر تو دختر همسایه روزیکه درید پدرت را کشور همسایه روزیکه مرگ از در بسته زپنجره تو آمد روزیکه دو کانال بود کانال یک به جنگ میرفت، از کانال دو «واتو واتو» آمد |
|---|