:: تک نگاری درباره روزمرگی ها و چند چیز دیگر ::                                               ::Email:ali.bozorgian@gmail.com::

شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو
موضوع بندی


آموزش جامع 30 زبان خارجی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 29 تیر ماه سال 1387
خسرو شکیبایی درگذشت

 

شاید دل­مان برای «ش» گفتن­اش تنگ شود، برای آن بالا پایین پریدن­اش برای حالی کردن به جناب روان­پزشک که هیچ پخی نشده تو زندگی­اش، برای آن تنهایی­اش، پیاده شدن­ از قطار بعد از اسارت­اش و نگاه کردن به عکس کیمیا و اشک­های­اش، برای آن زیرپوش و سیگارکشیدن­اش در اتوبوس و .......

از روزی روزی­گاری تا اتوبوس شب.

صبح از خواب بیدار شدم و sms بود که خبر می­داد از درگذشت­اش.

پارسال همین زمان­ها، دم در سینمای کانون ایستاده بودم. قرار بود اتوبوس شب پخش و تحلیل و نقد شود.

- سلام

- سلام استاد

- ابن جلسه نقد کجاست؟ باید برم تو؟ کدوم ور برم؟

مسیر به­اش گفتم و با همراه­اش رفت.

امروز سایت سینمای ما تیتر زد:

 

پایان آشفتگی­های هامون


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 25893


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

در سیزدهم تیرماه یکهزار و سیصد و شصد و دو در محله نظام‌آباد تهران چشم‌ام به جهان افتاد. تحصیلات دانشگاهی‌ام را در رشته علوم سیاسی در دانشگاه علامه طباطبایی گذارانده‌ام. می‌نویسم تا روزگار را بگذرانم، که این کار ِدل است و هم کارِ گل... آنچه مهم بود گفتم و غیر از آن، ناگفتنی‌های بی‌اهمیت است.