روزنامه

ران هاوارد فیلم سازی است که کارنامه پر فراز و نشیبی دارد فیلم هایش گاهی نه در فروش و استقبال عمومی و نه در نزد منتقدان هیچ موفقیتی به بار نیاورده است. فیلم های ویلو و باج و رمز داوینچی از این دسته از فیلم های ران هاوارد هستند. اما او فیلم هایی نیز ساخته است که هم تحسین مخاطبان و هم منتقدان را برانگیخته است .فیلم های شیفت شب ،آب پاشی ،ذهن زیبا ،مرد سیندرلایی و روزنامه از مجموعه فیلم های هاوارد هستند که جز فیلم های مهم و قابل توجه سه دهه اخیر نیز می باشند. بینندگان تلویزیون ایران نیز با فیلم های او آشنا هستند و حتما لذت تماشای فیلم زیبا و پیچیده ذهن زیبا را فراموش نکردند، لذتی که به نوعی دیگر با دیدن فیلم روزنامه تکرار خواهد شد.
فیلم آبپاشی ران هاوارد درباره ارتباط یک مرد با موجودی خیالی یعنی یک پری دریای است .در فیلم پیله موجودات فضایی را می بینم که با شکل و شمایل انسانی در خانه کرایه ایی زندگی می کنند که به دنبال پیله هایی هستند که ده هزار سال پیش از سیاره آنها به زمین فرستاده شده است و حالا آنها می خواهند این پیله ها را دوباره به سیاره شان بازگردانند و ذهن زیبا درگیری خیالی یک نابغه ریاضی با تئوری بازی و مسائل جاسوسی جنگ سرد است. اشاره به این فیلم ها یکی از مهمترین مشغله ذهنی ران هاوارد را مشخص می کند ساخت فیلم هایی علمی تخیلی که در آن مرزهای واقعیت و خیال و تصور شکسته می شود و ما با دنیایی پیچیده از ارتباط انسانها با خیال خود مواجه می شویم. این دست مایه در فیلم ذهن زیبا به اوج می رسد فیلمی که جوایز اصلی اسکار سال 2001 میلادی را برای او به ارمغان اورد و کمال پختگی هاوارد در طرح این مضامین است. فیلم مرد سیندرلایی درباره مشت زنی حرفه ای است به نام جیمز برادک است که با مجروح شدن دستش و شکستش در سال 1929 مجبور به کار در بارانداز می شود و فیلم پیگیری سرنوشت پر فراز و نشیب او و اطرافیانش است. فیلم والدین درباره جمع شدن یک خانواده 4 نفری به دور پدر پس از فراز و نشیب هایی است که هر کدام در زندگی دچار آن شده اند. دقت در مضمون این فیلم ها یکی دیگر از درون مایه های مهم آثار ران هاوارد را به ما معرفی می کند. بررسی شخصیت آدمهای معاصر، با همه پیچیدگی های روحی شان، در زمینه اجتماعی کاملا پیچیده معاصر است. فیلم روزنامه نیز بی تردید یکی از پخته ترین فیلم های ران هاوارد در این زمینه است. فیلمی که نشان می دهد فیلم سازش در شناخت پیچیدگی های انسان معاصر و جامعه اش به کمال رسیده است.
فیلم روزنامه درباره یکی از مهمترین ابزارهای قدرت در دنیای جدید یعنی رسانه است. در فیلم مهم و همیشه جاوید همشهری کین اثر اوسون ولز، یکی از مهمترین تغییرها را درباره قدرت روزنامه ها در آغاز قرن 20 می بیند. در این فیلم کین که صاحب ثروت زیادی شده است می تواند مدیریت معدنهای طلایش را به عهده بگیرد اما او ترجیح می دهد روزنامه ای ورشکسته ای را دوباره به جریان بیاندازد. لیکن با پاگیری روزنامه اش و با استفاده از امکان این رسانه جدید، مردی مشهور و جهانی می شود، مردی که در معادلات سیاسی دورانش تاثیر گذار است. نکته جالب انتخاب کین است. او با هوشمندی می فهمد که در شروع صنعتی شدن و توسعه امریکا، روزنامه، از معدن طلا هم مهمتر و برای به دست آوردن قدرت، کاراتر است. فیلم روزنامه نیز به نوعی درباره اهمیت رسانه و تاثیر آن در جوامع است. ران هاوارد اما این کار را با پیگیری تاثیر روزنامه بر روابط اهالی آن انجام می دهد. گویی آدمهای روزنامه یا به تعبیری رسانه، یکی از اجزای پیچیده رسانه هستند.
همانطور که عنوان شد یکی از درون مایه اصلی آثار ران هاوارد بررسی شخصیت آدمهای معاصر با همه پیچیدگی های روحیش در زمینه ها اجتماعی کاملا پیچیده زندگی معاصر است و فیلم روزنامه در آثار ران هاوارد که به این دورنمایه می پردازند، جزو یکی از کمال یافته ترین آنهاست. فیلم روزنامه شخصیت های متعددی دارد که تقریبا همه آنها هم در جنبه شخصیت و خانوادگی شان و هم در جنبه حرفه ای و شغلی شان یعنی روزنامه نگاری، مورد تحلیل قرار می گیرد و ما تقریبا هیچ یک از شخصیت ها را از دست نمی دهیم و فیلم موفق می شود موضوع بسیار گسترده اش را با شخصیت های متعددش به سرانجام برساند. در فیلم روزنامه تاثیر و قدرت رسانه و روزنامه را در زندگی آدمهای معاصر می بینم و آن را از نزدیک لمس می کنیم. دلیل موفقیت و درک درست این موقعیت این است که ما با ارباب جراید یعنی نویسندگان و خبرنگاران روزنامه، پس و پیش می رویم و به خوبی می بینم که چگونه رسانه اولین کاری که کرده است، بلعیدن کسانی است که در حیات و ادامه آن فعال هستند. اگر کمی به روابط خبرنگاران با هم و زندگی خصوصی ناموفق آنها دقت کنیم، می بینیم که آنها بدون این که بفهمند، لابه لای چرخه های تولید یک روزنامه گرفتار شده اند و اصلاً هویت مستقلی از رسانه شان یعنی روزنامه ندارند. جالب این است که در بسیاری از نظریات انتقادی به کارکرد رسانه ها در دوره جدید به همین مسئله اشاره می شود که چگونه رسانه ها هویت جمعی و فردی انسانها را تعیین می کنند و افکار و احساسات مخاطبانشان را کنترل می کنند.
ران هاوارد در فیلم روزنامه به خوبی توانسته است تاثیر رسانه ها در ارتباط با زندگی فردی و جمعی آدمهای امروز را بررسی کند و در این کار مسلماً تاثیر فیلم نامه دقیق و ظریف دیوید و استیون را نمی توان نادیده گرفت .اما یکی از نکاتی که با توجه به آن می توان به قدرت کارگردانی یک کارگردان و تسلطش بر موضوع پی برد، تطبیق حال و هوای دروبین یک اثر با نحوه و سبک کارگردانی است ؛یعنی چه قدر از آنچه که در فیلم نامه مورد نظر بوده در عناصر زیبایی شناختی و سبکی کارگردانی منعکس شود. با دیدن فیلم روزنامه متوجه می شویم که ران هاوارد یکی از کارگردانان مسلط بر ابزار و تکنیکهای سینمایی است. او بسیار ماهرانه حال و هوای درونی اثرش را با نحوه دکوپاژ منطبق می کند. اگر به سکانسهایی که در روزنامه می گذرد دقت کنیم متوجه می شویم، دوربین بسیار سیال و راحت فضای آشفته و به هم ریخته درونی و بیرونی شخصیت ها را منعکس می کند و گویی خود دوربین هم یکی از شخصیت های سرگردان در دفتر روزنامه است.
فیلم روزنامه فیلم نامه بسیار هوشمندانه ای دارد هرچند فیلم دارای شخصیت های متعددی است و هر شخصیت نیز در حوزه کار حرفه ای و زندگی شخصی اش پیگیری می شود اما هیچ کدام از شخصیت ها در فیلم نامه رها نمی شوند و فیلم مانند ارکستی هماهنگ از سازهای گوناگون به خوبی در جهت معنای اصلیش حرکت می کند .مثلاً دقت کنید به روابط مدیر دفتر روزنامه با دخترش رابطه ای بسیار سرد و بی احساس از جانب دختر و حسرت بار از جانب پدر. از سویی وقتی مدیر دفتر روزنامه را در حیطه شغلش، یعنی روزنامه نگاری دنبال می کنیم، با مردی فنا شده مواجه هستیم که گویی یکی از اخبار کهنه شده و بیرمق روزنامه ها است و دیگر، چیزی به غیر از فرسودگی در او قابل تشخیص نیست. فیلم نامه فیلم در جزییات هم بسیار هوشمندانه عمل می کند. در صحنه ای خبرنگار فیلم با همسر باردارش با تلفن صحبت می کند، زن در حال نگاه کردن تبلیغات تلویزیونی است، همسرش از او درباره رنگ تخت خوابی که باید بخرند می پرسد، پاسخ زن به تاسی از تبلیغات تخت خواب،تلویزیونی آبی است. جالبتر این که زن بلافاصله با دیدن تبلیغات بعدی می خواهد نظرش را عوض کند. بهتر از این نمی شد تاثیر رسانه ها بر روح و روان آدمها را نشان داد.
فیلم روزنامه یکی از جدی ترین نقدهای منتقدین رسانه ها را در هسته معنای خود دارد یعنی این که چگونه رسانه ها باعث و موجب شکلگیری هویت فردی و جمعی ما می شود و چگونه در ارتباط ما با یکدیگر تاثیر می گذارند. به تعبیر دیگر در این نگاه های انتقادی به تاثیر رسانه ها ما فقط مصرف کننده یک رسانه نیستیم بلکه رسانه در شکل دهی بسیاری از واقعیتهای ذهنی ما تاثیر سوء دارد یعنی این نیست که ما فقط روزنامه می خوانیم بلکه روزنامه هم ما را می خواند فقط با این تفاوت که ما با خواندن روزنامه نمی توانیم شکل و حتی معنای آن را عوض کند اما روزنامه ها با خواندن ما همه سلائق اشکار و پنهان ما را شکل می دهند و این همان فراواقعیتی است که در اندیشه متفکران پست مدرن به آن اشاره شده است یعنی رسانه ها واقعیتی مجازی برای ذهن ما ایجادکرده اند فیلم روزنامه به خوبی چنین معنایی را به ما منتقل می کند و با تاثیراتی که روزنامه در ارباب جراید گذاشته است ما را متوجه تاثیرات شگرف و هراسناک رسانه ها می کند هرچند نکته قابل تامل این است که همین تاثیر را هم به وسیله رسانه ها متوجه می شویم.
این مقاله امروز در روزنامه اعتماد ملی به چاپ رسیده است |