۱. با قدم زدن می توانی به هر کجا که بخواهی بروی.تو هستی و پاهایت و مسیری طولانی.می توانی هرکسی را که دوست اش داری و نداری در کنارت بیابی.می خواهی ناسزا بگویی یا مدح اش.تو هستی که تصمیم می گیری .می توانی او را حذف کنی و با دیگری هم قدم شوی.هیچ کس مزاحم ات نیست.می خندی و می گریی.تنها توان تو هست و این از برکات تنهایی ست.
در راه جلجتا در راه گانوسا
در تمامی راه ها سنگهایی افتاده است
پاره سنگ هایی، تکه های تیزی، ریگی
برای پرتاب کردن یا بر آن فروغلتیدن
۲. هر روز از کنارش رد می شوم و منتظر.هیچ گاه فراموش نمی کنم .سال هفتاد بود. ملودرام اشک در بیار حاتمی کیا روی پرده اش .صدایش هنوز تو گوشم باقی مانده .کنار رودخانه راین و آن فریادهای بلند؛چرا اینجا؟رو جزیره دنبالت گشتم نکشتی.تو زمین دنبالت اومدم نبردی.چرا؟ چرا اینجا؟کجاست عدالتت؟خدایا من شاکی ام و آن موسیقی سحر انگیز انتظامی .فیلم که تمام شد صورت های زنان سیاه شده بود .به میکاپ جدیدی نیاز داشتند.آتش گرفت و دود شد رفت رو هوا. بعد از شانزده سال دوباره سراغی از اش گرفته اند.اسکلت اش را بالا بردند و دیواره های بیرونی اش را بنا کردند.تابلو اعلانات عدد صد و هشت را نشان می داد.به اضافه فردا می شود صد و هفت روز دیگر به بازگشایی اش.سینما آزادی.
۳.برای لحظاتی تا آنجا که کاسه صبرم امان ام می دهد به او خیره می شوم.او سخن می گوید.ازعلی و حق.از عزت ایرانی و شرف اسلامی.از اینکه به هیچ جایی طناب اش متصل نیست و غیر دولتی ست.با کمبود بودجه مواجه است و تاکنون از نوشته ای دچار عذاب وجدان نشده است.زمانی در دفتر سیاسی سپاه با یار گرمابه و گلستان اش صفار بولتن چاپ می کردند و چندی بعد اش به اوین رفت برای گوش سپردن به اعترافات. که آن را افتخاری برای خود می داند و به آن دوران اش می بالد.از آن ایام به بعد نامی، نامی شد؛ برادر حسین.لبریز شد صبرم.دکمه قرمز کنترل شاید پاسخ ام بود به سخنان اش.سخنانی از جنس علی و حق،عزت ایرانی و شرف اسلامی آن هم با طعم برادر حسین شریعتمداری.
۴.به روبرو نگاه می کنم.چرا دور چشمان ات سیاه شده؟چرا اینقدر بی حوصله و کسل شده ای؟مثل آدمیزاد زندگی کن دیگه. آ د می زاد.چهار بخشه.سخته؟آره سخته.لباسم می پوشم و می زنم بیرون به سیاهی و تاریکی اش، به سکوت اش.تا به مزخرفات اش گوش نکنم.تا بیابم اش آن که کنارم بود.
در راه جلجتا در راه گانوسا
در تمامی راه ها سنگهایی افتاده است
که وا می داردمان تا آهسته گام برداریم
بایستیم ، به افتادگان یاری دهیم
تا چون ما باز ایستادن را بیاموزند
در راه جلجتا در راه گانوسا
در تمامی راه ها به هر گام سنگ هایی افتاده است |