:: تک نگاری درباره روزمرگی ها و چند چیز دیگر ::                                               ::Email:ali.bozorgian@gmail.com::

مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
موضوع بندی


The Secret Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 3 مرداد ماه سال 1387
چهار میخ به تابوت یک عشق

میخ اول: رمانتیک
دست می­کشم به خواب زمین:
ـ از این طرف!
همچون جانوری در ابتدای فصل
می­بویم و ،
پر از غریزه­های بهاری،
رد ِ تو را می­آیم.
ایستاده­ای در انتهای زمین
و تاریکی را
ـ به آرامی یک روز ـ
پشت و رو می­کنی.

 


 

میخ دوم: تراژیک
باز آوردی­ام به جهان
و من ماندم
روی پهنه برف؛

با طناب ناف؛
دو لکه خون؛
و رد پایی
که رسم ِ بی­پناهی من بود
بر مساحت دشت
افق، همیشه خطی نیست که حاشیه می­دهد به دور دست.
افق، گاهی،
خطی­ست که نیست؛
نه دور،
نه در کف دست.

میخ سوم: کمیک
درازتر از آن بود که...
هه...
هه...
می­خواستم به یک پرِش
بپرم از این طرف شب
به آن طرف.
پریدم و اوفتادم
تا دسته توی تاریکی.
درازتر از آن بود که...
دیگر پی­ام نگرد.
حالا،
از جنس ذره­های هوایم و
از تبار تاریکی.
درازتر از آن بود که...
هه...
هه...

 


 

میخ چهارم:
...
.....
..
...........کج!

 

 

رضا قاسمی، مه ۱۹۹۸، پاریس


شنبه 29 تیر ماه سال 1387
خسرو شکیبایی درگذشت

 

شاید دل­مان برای «ش» گفتن­اش تنگ شود، برای آن بالا پایین پریدن­اش برای حالی کردن به جناب روان­پزشک که هیچ پخی نشده تو زندگی­اش، برای آن تنهایی­اش، پیاده شدن­ از قطار بعد از اسارت­اش و نگاه کردن به عکس کیمیا و اشک­های­اش، برای آن زیرپوش و سیگارکشیدن­اش در اتوبوس و .......

از روزی روزی­گاری تا اتوبوس شب.

صبح از خواب بیدار شدم و sms بود که خبر می­داد از درگذشت­اش.

پارسال همین زمان­ها، دم در سینمای کانون ایستاده بودم. قرار بود اتوبوس شب پخش و تحلیل و نقد شود.

- سلام

- سلام استاد

- ابن جلسه نقد کجاست؟ باید برم تو؟ کدوم ور برم؟

مسیر به­اش گفتم و با همراه­اش رفت.

امروز سایت سینمای ما تیتر زد:

 

پایان آشفتگی­های هامون


دوشنبه 24 تیر ماه سال 1387
معرفی کتاب: کریم خان زند و زمان او

 

درباره کتاب «کریم­خان زند و دوران او»

 

برگی از دوران وکیل الرعایا

 

 

 

 

کریم­خان زند و زمان او

پرویز رجبی

نشر اختران

۱۳۸۷

شمارگان: ۲۰۰۰ نسخه

قیمت: ۳۳۰۰ تومان

 

در سراسر ِتاریخ پر حادثه ما، شکل­گیری دولت با نشیب و فرازهای بسیار روبرو بوده و حتی خوشنام­ترین ایشان نیز، در بهترین حالت «وکیل­الرعایا» و نه «منتخب شهروندان» لقب می­گرفت و هم­چنان «شاه» بود و آنچنان­که ویلیام فرانکلین در سفرنامه خود می­آورد «اگر به­ شاهی بتوان لقب کبیر داد، آن شاه حتماً کریم­خان بود». در کتب تاریخ در تمامی ِمقاطع ِتحصیلی، وقتی سخن از پادشاهان ایرانی است تنها یک نام به نیکی، و اندک تعریفی در مقابل وصف ِتمام زشتی­ها و پلیدی­های پادشاهان چندهزارساله ایران زمین آمده­؛ و آن نام کریم­خان زند است. پرویز رجبی تاریخ­نگار در فصل چهارم کتاب به شخصیت کریم­خان پرداخته و می­نویسد: «کریم­خان از یک تربیت خانوادگی صحیح برخوردار نبود و حتی خواندن و نوشتن نمی­دانست ولی قادر بود در کشوری بزرگ حکومت کند». این همان نکته­ای است که سبب حیرت تمامی سیاحان و تاریخ­نگاران سده­های پیشین نیز بوده­است. که چگونه مردی که از دانش بهره­ای نبرده بود خود اسباب تشویق ارباب دانش و هنر بود، یک مذهبی تمام عیار نبود اما نام امامان را بر روی سکه ضرب کرد، با آن­که زرق و برق زندگی شاهان گذشته را نداشت اما از آنان موفقتر و توانست اوضاع هرج و مرج­گونه سیاسی و اجتماعی و اقتصادی سده دوازدهم ایران را سر و سامانی دهد و محبوب رعایا شود.


*این یادداشت امروز در صفحه کتاب روزنامه کارگزاران به چاپ رسیده است.اینجا

ادامه مطلب ...

یکشنبه 23 تیر ماه سال 1387
ادامه دارد...

اول. برای دقایقی آنچنان لذتی بردم که وصف­اش بسیار سخت است. شب بود. فکر کنم ساعت از دوازده گذشته بود. حامد موبایل­اش را به ضبط نصب کرد و بعد دکمه play را فشار داد. وه.... همیشه این کار را انجام می­دهد. تکه­هایی از فیلم کالت­های ایرانی را روی موبایل­اش می­ریزه و در ماشین­اش گوش می­دهد. تنها صداست؛ تصویر سازی­اش با تو است. از مادر و سوته­دلان و هامون گرفته تا....

«فاطمه! فاطمه! تو خلاصه­ترین پیغام بهم رسوندی. چقدر ته دل­ام آروم شدم. فاطمه، فاطمه، فاطمه. دل­ام می­خواست اینجا بودی و سرم رو روی شانه­ات می­گذاشتم و سیر اشک می­ریختم، ولی چه کنم که چشمای زیادی روی من بود... .»

اتومبیل با سرعت در اتوبان در حال عبور بود و موسیقی نیز هم. وه...

دوم. این­روزها با سرعت و اشتیاق عجیبی می­خوانم. «موج نو» سینمای فرانسه، کتاب «دیپلماسی» نوشته هنری کسینجر و سرانجام نیز موفق شدم خواندن «طبل ِِحلبی» گونترگراس شروع کنم؛ و فلسفه که فکر کنم معلم شمشیراش را از رو بسته است. آغاز بدی نیست. مخصوصاً درشب­ها؛ به­قدر کافی در بهار خوابیده­ام.

سوم. علی قلی­پور از روزنامه چند کتاب برای معرفی­  فرستاده بود که در میان­شان دو کتاب بدجوری خوشحال­ام کرد. یکی «اندرون جهان سوم» نوشته پال هریسون و دیگری «در سایه آینده، تاریخ اندیشه مدرنیته» اثر سون اریک­ لیدمن، که این دومی را قرار بود بخرم که حالا در کنارم است. ناشر کتاب­ها نشر اختران است و هر دو چاپ اول در سال یکهراز و سیصد و هشتاد و هفت؛ داغ ِداغ.

چهارم. تجربه کردن را خیلی دوست دارم. به­ویژه اگر این تجربه در زمینه­ای باشد که آدمی بتواند توانایی­های­اش را بسنجد. نوشتن در برنامه­های صدا و سیما را امتحان نکرده بودم که این نیز به­سراغ­ام آمد. نمی­دانم می­توان­ام یا نه؟ ولی این جست­وجوگری را، این وول خوردن را دوست دارم. ساده؛ حال می­ده.

 

«قهرمان کیست؟ از بهشت رانده‌شده‌ای است که عزم بازگشت به بهشت دارد. قهرمان آن انسان فرهیخته‌ای است که قدم در راه تغییر وضعیت موجود می‌‌نهد. او به تمام سحتی‌ها و ناکامی‌ها، نبردها و دیوها، فریب‌ها و رنج و تنهایی که در پیش روی اوست آگاه است. اما ماندن در وضعیت فعلی را برای خود غیر ممکن می‌داند. او پا در سفری روحانی و درونی می‌گذارد، با همه مشکلات رو در رو [می‌شود] و پنجه در پنجه می‌آویزد؛ و نهایتا سربلند و آزاده وارد عالمی جدید می‌شود؛ که خود او خالق آن است. دنیایی که در آن امنیت کامل دارد، زیباست و دوست داشتنی. عاشق می‌شود، عاشق تمام هستی. سفری که آغازش از درون بود و پایانش در بیرون – در آغوش گرم زندگی. این سفر، سفر قهرمانی انسان است.»

مرد مرد، رابرت بلای، ترجمه: فریدون معتمدی، انتشارات مروارید


سه شنبه 18 تیر ماه سال 1387
۱۸ تیر؛ زخم و مرگ

مرثیه برای «ایگناسیو سانچز مخیاس»
Ignacio Sanchez Mejias

برای دوست عزیزم
انکارناسیون لوپس خول‌وس

 

در ساعت پنج عصر.

درست ساعت پنج عصر بود.

پسری پارچه‌ی سفید را آورد

در ساعت پنج عصر

سبدی آهک، از پیش آماده

در ساعت پنج عصر

باقی همه مرگ بود و تنها مرگ

در ساعت پنج عصر

باد با خود برد تکه‌های پنبه را هر سوی

در ساعت پنج عصر

و زنگار، بذر ِ نیکل و بذر ِ بلور افشاند

در ساعت پنج عصر.

اینک ستیز ِ یوز و کبوتر

در ساعت پنج عصر.

رانی با شاخی مصیبت‌بار

در ساعت پنج عصر.

ناقوس‌های دود و زرنیخ

در ساعت پنج عصر.

کرنای سوگ و نوحه را آغاز کردند

در ساعت پنج عصر.

در هر کنار کوچه، دسته‌های خاموشی

در ساعت پنج عصر.

و گاو نر، تنها دل ِ برپای مانده

در ساعت پنج عصر.

 

چون برف خوی کرد و عرق بر تن نشستش

در ساعت پنج عصر.

چون یُد فروپوشید یکسر سطح میدان را

در ساعت پنج عصر.

مرگ در زخم‌های گرم بیضه کرد

در ساعت پنج عصر

بی‌هیچ بیش و کم در ساعت پنج عصر.

تابوت چرخداری ست در حکم بسترش

در ساعت پنج عصر.

نی‌ها و استخوان‌ها در گوشش می‌نوازند

در ساعت پنج عصر.

تازه گاو ِ نر به سویش نعره برمی‌داشت

در ساعت پنج عصر.

که اتاق از احتضار مرگ چون رنگین کمانی بود

در ساعت پنج عصر.

قانقرایا می‌رسید از دور

در ساعت پنج عصر.

بوق ِ زنبق در کشاله‌ی سبز ِ ران

در ساعت پنج عصر.

زخم‌ها می‌سوخت چون خورشید

در ساعت پنج عصر.

و در هم خرد کرد انبوهی ِ مردم دریچه‌ها و درها را

در ساعت پنج عصر.

در ساعت پنج عصر.

آی، چه موحش پنج عصری بود!

ساعت پنج بود بر تمامی ساعت‌ها!

ساعت پنج بود در تاریکی شامگاه!

 

فدریکو گارسیا لورکا

 

 


یکشنبه 16 تیر ماه سال 1387
به مناسبت سالمرگ شهید ثالث

 

سهراب شهیدثالث سینماگر نامی ایرانی، ده سال پیش در دهم تیرماه یک­هزار و سیصد و هفتاد و هفت(اول ژوئیه ۱۹۹۸) در شیکاگو به بیماری سرطان کبد درگذشت، درحال­که تنها سه روز قبل از آن پنجاه و چهارساله ساله شده بود. شهید ثالث با دو فیلم برجسته‌ای که در ایران ساخت، یک اتفاق ساده (محصول ۱۳۵۲) و طبیعت بی‌جان (محصول ۱۳۵۳) به عنوان یکی از برجسته‌ترین چهره‌های سینمای نوی ایران شناخته شد. شهید ثالث در سال ۱۳۵۴ (۱۹۷۵) برای ساختن فیلم "در غربت" به کشور آلمان رفت و در این کشور ماندگار شد. او در سال‌های بعد در آلمان حدود ۱۰ فیلم سینمایی ساخت که برخی از آنها در جشنواره‌های بین‌المللی به موفقیت رسیدند و جوایزی کسب کردند: زمان بلوغ (۱۹۷۶)، آخرین تابستان گرابه (۱۹۸۰)، فیلم مستند بلندی درباره آنتون چخوف نویسنده روس(۱۹۸۱)، اوتوپیا (۱۹۸۲) و گل‌های سرخ برای آفریقا (۱۹۹۱).

فیلم‌های‌ سینمایی‌ شهید ثالث‌ راهگشای‌ حضور سینمای‌ ایران‌ در جشنواره‌ جهانی‌ شد. آثاری‌که‌ او در ایران‌ ساخت‌ به‌ دلیل‌ نگاه‌ تلخ‌ و واقع‌گرایانه‌ او و ریتم‌ کند فیلم‌هایش‌ مورد توجه‌ عامه‌ مردم‌ قرار نگرفت‌. می­گویند آغازگر موج جدید سینمای ایران، اگر موجی درکار باشد، بوده و فیلم­سازان بسیاری متأثر از اویند. فیلمسازی که هیچ­گاه فیلم پرفروش نساخت؛ فیلم­های­اش پربیننده نبودند اما گیرا و ماندگار شدند. در سال­های پایانی عمرش در غربت برای ساخت آخرین فیلم­اش بسیار تلاش کرد اما دیگر مرگ او را یاری نکرد.

پیرزن تلاش بی­پایانی می­کند برای نخ کردن سوزن. سوزن­بان در کنارش نشسته و به او نگاه ­می­کند. دقایق می­گذرد و هم­چنان پیرزن درکار خود و پیرمرد نیز... .

 

فیلم شناسی (کارگردان)

گلهای سرخ برای آفریقا (1991) / فرزندخوانده ویرانگر (1986) / درخت بید (1984) / هانس نوجوانی از آلمان (1983) / گیرنده ناشناس (1983) / اوتوپیا (1982) / یک زندگی، چخوف (1981) مستند / آخرین تابستان گرابه (1980) / نظم (1980) / تعطیلات طولانی لوته ایزنر (1979) مستند / خاطرات یک عاشق (1977) / زمان بلوغ (1976) / در غربت (1975) / طبیعت بی جان (1974) / یک اتفاق ساده (1974) / سیاه و سفید (1973) فیلم کوتاه / آیا؟ (1973) فیلم کوتاه / رقص های محلی ترکمن (1971) فیلم کوتاه / رقص بجنورد (1970) فیلم کوتاه / رقص های تربت جام (1970) فیلم کوتاه / نمایشگاه 48 (1969) فیلم کوتاه / رستاخیز (1969) فیلم کوتاه / بزم درویشان (1969) فیلم کوتاه / قفس (1966) فیلم کوتاه

فیلم شناسی (نویسنده)

گلهای سرخ برای آفریقا (1991) / درخت بید (1984) / گیرنده ناشناس (1983) / اوتوپیا (1982) / یک زندگی، چخوف (1981) مستند / آخرین تابستان گرابه (1980) / نظم (1980) / تعطیلات طولانی لوته ایزنر (1979) مستند / خاطرات یک عاشق (1977) / زمان بلوغ (1976) / در غربت (1975) / طبیعت بی جان (1974) / یک اتفاق ساده (1974) / سیاه و سفید (1973) فیلم کوتاه / آیا؟ (1973) فیلم کوتاه / رقص های محلی ترکمن (1971) فیلم کوتاه / رقص بجنورد (1970) فیلم کوتاه / رقص های تربت جام (1970) فیلم کوتاه / نمایشگاه 48 (1969) فیلم کوتاه / رستاخیز (1969) فیلم کوتاه / بزم درویشان (1969) فیلم کوتاه / قفس (1966) فیلم کوتاه

فیلم شناسی (تدوین گر)

ساز دهنی (1974)

جوایز

نامزد دریافت جایزه خرس طلایی از فستیوال فیلم برلین (اوتوپیا / 1983)

نامزد دریافت جایزه خرس طلایی از فستیوال فیلم برلین (در غربت / 1975)

برنده جایزه FIPRESCI از فستیوال فیلم برلین (در غربت / 1975)

برنده جایزه OCIC از فستیوال فیلم برلین (در غربت / 1975)

برنده جایزه Interfilm از فستیوال فیلم برلین (در غربت / 1975)

نامزد دریافت جایزه خرس طلایی از فستیوال فیلم برلین (طبیعت بی جان / 1974)

برنده جایزه خرس نقره ای از فستیوال فیلم برلین (طبیعت بی جان / 1974)

برنده جایزه FIPRESCI از فستیوال فیلم برلین (طبیعت بی جان / 1974)

برنده جایزه OCIC از فستیوال فیلم برلین (طبیعت بی جان / 1974)

برنده جایزه Interfilm از فستیوال فیلم برلین (طبیعت بی جان / 1974)

برنده جایزه OCIC از فستیوال فیلم برلین (یک اتفاق ساده / 1974)

برنده جایزه Interfilm از فستیوال فیلم برلین (یک اتفاق ساده / 1974)

برنده جایزه ویژه هیئت داوران بین الملل از جشنواره فیلم لوکارنو (زمان بلوغ / 1976)

برنده جایزه Teleplay از فستیوال فیلمهای تلویزیونی بادن بادن (هانس، نوجوانی از آلمان / 1985)

برنده جایزه Teleplay از فستیوال فیلمهای تلویزیونی بادن بادن (اوتوپیا / 1983)

برنده جایزه بهترین کارگردانی از فستیوال فیلم تهران (یک اتفاق ساده / 1974)

برنده جایزه هوگوی نقره ای از فستیوال فیلم شیکاگو (زمان بلوغ / 1976)

برنده جایزه هوگوی برنز از فستیوال فیلم شیکاگو (نظم / 1980)

برنده جایزه ویژه از سینماتک انگلستان (تعطیلات طولانی لوته ایزنر / 1979)


پنجشنبه 13 تیر ماه سال 1387
تابستان

هر یک به­چیزی مشغول و به­آن خوشدل و خرسند. بعضی روحی بودند، به­روح ِخود مشغول بودند، بعضی به­عقل ِخود، بعضی به نفس ِخود. تو را بی­کس یافتیم. همه یاران رفتند به­سوی مطلوبان خود و تنهات رها کردند. من یار بی­یارانم.

مقالات شمس، محمدعلی موحد

 

اول. شاید تاکنون هیچ­گاه اسپانیایی­ها اینچنین  نبودند و برای کشورشان هورا نکشیده بودند؛ از ته قلب فریاد «VIVA ,VIVA» سر نداده بودند که این از عجایب فوتبال است؛ از باسک تا کاتالونیا. اکنون آنها نیز طعم شیرین آن «آنی» که دیگر ملت­های اروپایی مثل آلمان، ایتالیا و فرانسه از آن بهره می­برند را شاید برای مدتی بچشند. جام صاحب خود را یافت و افسوس­اش ماند تا چهار سال دیگر برای سیراب شدن عشاق فوتبال.

دوم. فصل امتحانات و جزوه و حرف­های اساتید با اندکی پرت و پلاهای­شان تمام شد. البته که دیگر از آن لذت آمدن و گذراندن تابستان مثل گذشته­ها خبری نیست و آن شور و حرارتی که در انتظار پایان امتحانات ثلث سوم مثل خوره آدمی را می­خورد؛ هم نیز. امتحانات دانشگاه همه ذهن و توان آدمی را مصرف می­کند. لیستی از کتاب­ها و فیلم­هایی که باید در این شب­ها بخوانم و ببینم را آماده کردم. فکر می­کنم ویژگی این فصل همین است که احساس می­کنی وقت بیشتری داری، تنها احساس می­کنی.

سوم. ولی باز هم تابستان است. شب­های بلند و گرم. تنگ پر از آب و البته آن یخ­ها که با چه سر و صدایی خودشان را داخل لیوان پرتاب می­کنند. زمانه عوض شده است. به­گمان­ام جزو آخرین دسته از بچه­هایی بودیم که حض خوابیدن در بالاپشت­بام را برده­ایم و آن که نبرده نصف عمرش در فنا است. تنها جای بد ماجرا، بالا آمدن خورشید بود که نورش صاف به چشمایت می­خورد. پتو و بالش زیر بغل به­دنبال سایه؛ این اتفاق آنقدر تکرار می­شد که دیگر خواب از سرت می­افتاد.


شنبه 8 تیر ماه سال 1387
معرفی کتاب: شناخت اندیشه سیاسی متفکران و فقهای شیعه

در جست­وجو حکومت ِ«عدل»

 

بررسی کتاب­هایی درباره شناخت اندیشه سیاسی متفکران و فقهای شیعه

 

 

خواستگاه اجتماع و حکومت، ضرورت حکومت، مشروعیت، انواع حکومت، حکومت مطلوب، مسئله رهبری و شرایط آن، ولایت فقیه، حکومت جائر و کیفیت تعامل با حاکم جائر....تمامی این مباحث از جمله مهمترین مباحث مطرح در نظام سیاسی شیعی است. اندیشمندان و فقها و علما اسلامی در دوران­های مختلف تاریخ اسلام تلاش کرده­اند تا به پرسش­های برون­آمده از دل این مباحث پاسخ بدهند. از درون این تفکرات نظریات و مکاتب فکری گوناگونی شکل گرفته است؛ اخباریون و اصولیان، مشروطه­خواهی و مشروعه­خواهی، دسته­ای منبع مشروعیت حکومت را مردم دانسته­اند و گروهی مشروعیت را الهی می­دانند و.... . افزون براین همه تشت آرا و نظریات، اندیشه سیاسی در اسلام دارای ویژگی منحصر به­فردی است، آن هم آمیختگی این مباحث با فقه، بویژه فقه سیاسی است. مطالعه و بازخوانی اندیشه فقهای شیعه، به­ویژه آنانی که طرحی نو درانداختند، صاحب مکتب و شیوه­ای نوین در استنباط احکام دینی داشتند، امری ضروری و نقش مؤثری در تبیین اندیشه سیاسی شیعه دارد. مؤسسه بوستان کتاب مجموعه‌ای از اندیشه‌های سیاسی متفکران مسلمان با تلاش پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی، در قالب یازده جلد کتاب، در سال گذشته چاپ و منتشر کرد. در این آثار اندیشه‌های سیاسی شخصیت‌های برجسته‌ای چون ابن­ادریس حلی، علامه وحید بهبهانی، میرزای قمی، ملامحمدمهدی نراقی، علامه نائینی ... بیان شده است. در نوشته پیش­رو به بررسی آرای اندیشمندان مذکور پرداخته­ایم. 


*این یادداشت امروز در صفحه کتاب روزنامه کارگزاران به چاپ رسیده است.اینجا

 

ادامه مطلب ...

چهارشنبه 5 تیر ماه سال 1387
روز هشتم

وقتی پیچ خیابان را رد کنی، می­بینی آرام بر روی پله­های ورودی خانه­اش لم داده و اگر نبود، از پُشت ِپنجره اطاق­اش با پرده آویزان ِآبی­اش برای­ات دست تکان می­دهد؛ «بای بای». بی­هیچ مِنَت و پاسخی. اگر برای هزارمین بار در روز هم عبور کنی از او دریغی نیست به تو؛ نه ادا و اطواری. او خودش است، که چه زمان­هایی آرزو می­کنی روبروی­ات چنین باشد، که سلام­اش از روی حب و بغض و شهوتی نباشد. چند روزی است که خبری از او نیست. نکند زیادی شکلات خورده و حالا در بیمارستان است و شاید هم عاشق دختر گارسون رستورانی و شاید به دنبال خریدن کفش و شاید ... .

 

*****

 

Georges has Down syndrome, living at a mental-institution, Harry is a busy businessman, giving lectures for young aspiring salesmen. He is successful in his business life, but his social life is a disaster since his wife left him and took their two children with her. This weekend his children came by train to meet him, but Harry, working as always, forgot to pick them up. Neither his wife or his children want to see him again and he is driving around on the country roads, anguished and angry. He almost runs over Georges, on the run from the institution since everybody else went home with their parents except him, whose mother is dead. Harry tries to get rid of Georges but he won’t leave his new friend. Eventually a special friendship forms between the two of them, a friendship which makes Harry a drifferent person.


دوشنبه 27 خرداد ماه سال 1387
معرفی کتاب: روز بازپسین دولت­های سرکش

 

قوانین تجاوز

 

 

روز بازپسین دولت­های سرکش

نوام چامسکی، ادوارد سعید، رمزی کلارک

ترجمه: مسعود خیرخواه

انتشارات نقش و نگار

۱۳۸۷

شمارگان: ۱۱۰۰نسخه

قیمت: ۱۲۵۰ تومان

در کتابی که پیش رو دارید، سه نظریه­پرداز بلندآوازه مسائل سیاسی جهان، ادوارد سعید، نوام چامسکی و رمزی کلارک، به بررسی زمینه­ها و عواقب کشمکش­های دولت ایالات متحده آمریکا با کشورهایی پرداخته­اند که اصطلاحاً کشورهای «rogue» سرکش، خوانده می­شوند. این اصطلاح بدین جهت به­این کشورها اطلاق شده است که آنها حاضر نیستند قدرت یک­جانبه آمریکا در جهان را تحمل کنند و برای مقاومت­های خود دلایلی ارائه می­نمایند. محور اصلی بحث کتاب بحران عراق و آمریکا است، اما شیوه تحلیل نویسندگان می­تواند قابل تعمیم به کشورهای دیگری از جمله کوبا، سودان، لیبی ....نیز باشد. سه مقاله تشکیل­دهنده این کتاب، با تحلیل دقیق روابط آمریکا و کشورهای عربی و بررسی سیاست­های خارجی آمریکا در قبال کشورهای rogue ، به­چگونگی ظلم و ستم آمریکا در زیرپا گذاشتن آشکار قوانین جهانی و اِعمال تحریم­های گوناگون در مورد کشورهای دیگر جهان می­پردازد. نویسندگان کتاب با افشای بی­پروای اعمال خشونت­بار و تجاوزکارانه دولت آمریکا، پرتوهای جدیدی بر زوایای تاریک سیاست خارجی کشورشان افکنده­اند.

ادوارد سعید و نوام چامسکی در مقالات­شان،«و اینک روز بازپسین» و «دولت­های سرکش» خواهان اثبات این فرضیه هستند که ایالات متحده‌ آمریکا ناقض ِقواعد، قوانین و حقوق بین‌الملل است. لذا این دو، با بهره‌گیری از داده‌ها و اطلاعات واقعی و حقیقی مربوط به سیاست‌ها و اقدامات ایالات متحده آمریکا در رابطه با دولت‌ها و ملت‌های دیگر به مدد فرضیه‌ خود می‌آیند و اثبات می‌کنند که ایالات متحده‌ آمریکا، سیاستگزاران و سیاستمداران آن با دنبال کردن اهداف و منافع خود بر مبنای زور به جوامع و دولت‌های دیگر نگاه می‌کنند. در این میان هر دولت و کشوری که برای آنها نفعی داشته باشد یا صرفاً دولت و هیأت حاکمه‌ آن کشور برای آمریکا مهم باشد حتی اگر قوانین و حقوق بین‌الملل را رعایت نکند و با اتباع خود ظالمانه و خصمانه برخورد کند هیچ سیاست و اقدامی علیه آن صورت نمی‌گیرد؛ حتی ممکن است کمک هم بشود. ولی اگر دولت و کشوری برای آمریکا نفعی نداشته باشد یا آن کشور و دولت با سیاست‌های آمریکا مخالف باشد، حتی اگر قواعد و قوانین و حقوق بین‌الملل را مراعات کند و با اتباع خود خصمانه برخورد نکند و مردمی باشد، در مقابل آن رویکرد خصمانه‌ای اتخاذ می‌شود. سعید و چامسکی هم دولت‌های مورد حمایت ایالات متحده را که ناقض قوانین بین‌الملل هستند و هم خود دولت ایالات متحده را «دولت‌های سرکش» می‌نامد.

مسأله دیگری که به­خصوص در مقاله چامسکی مطرح شده، این است که سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی بدون ایالات متحده‌ آمریکا به عنوان قدرت برتر جهانی در جهت پیشبرد حقوق و قواعد انسانی بین‌الملل و اجرای احکام و قوانین آن و در نتیجه تحقق عدالت جهانی، نمی‌توانند کاری از پیش ببرند و اگر در این میان ایالات متحده بخواهد خلاف قوانین و حقوق بین‌الملل قدم بردارد و مثلاً به دولت‌هایی که ناقض قوانین و حقوق بین‌المللی هستند و به اتباع خود ظلم می‌کنند و با قساوت تمام آنها را می‌کشند، با آنها برخورد نکند هیچ، به آنها کمک هم بکند، ضمانت اجرایی قواعد و قوانین بین‌المللی از بین می‌رود. نویسنده در مقاله «دولت­های سرکش» با بررسی استقرایی نشان می‌دهد که نخست، ایالات متحده‌ی آمریکا از خیلی دولت‌های ظالم نسبت به اتباع خود و ناقض حقوق بین‌الملل مثل دولت‌های اندونزی، عراق، کلمبیا، ترکیه، اسرائیل و... با وجود قتل و کشتار اتباع خود و نقض قوانین بی